یک مطالبه برای آینده کارشناسی رسمی
- شناسه خبر: 4991
- تاریخ و زمان ارسال: 22 مهر 1405 ساعت 19:04
- بازدید : 66
- نویسنده: کارشناسان امروز ..

یادداشت تحلیلی به قلم پویا فکور ـ قسمت ششم
از یک دغدغه حرفهای تا یک تصمیم مشخص
در قسمتهای پیشین این مجموعه، از سرمایهای سخن گفتیم که کمتر دیده میشود: تجربههایی که کارشناسان رسمی در جریان رسیدگی به مسائل پیچیده فنی و تخصصی به دست میآورند؛ دانشی که بخشی از آن در منابع مکتوب وجود ندارد و ممکن است با بازنشستگی، کنارهگیری یا دور شدن افراد از فعالیت حرفهای، دسترسی به آن دشوار شود.
همچنین دیدیم که مدیریت دانش صرفاً به معنای ذخیره اسناد یا راهاندازی یک وبگاه نیست. این مفهوم به مجموعهای از فرآیندها برای شناسایی، مستندسازی، اعتبارسنجی، سازماندهی، انتقال و بهروزرسانی دانش نیاز دارد؛ فرآیندهایی که باید با مشارکت کارشناسان، رعایت محرمانگی و حفظ استقلال نظر تخصصی همراه باشند.
بنابراین، موضوع دیگر صرفاً یک پیشنهاد آموزشی یا فناوری نیست. بحث بر سر طراحی سازوکاری پایدار برای حفظ و توسعه سرمایه دانشی حرفه کارشناسی رسمی در سطح کشور است.
چه تصمیمی باید گرفته شود؟
پیشنهاد مشخص این است که شورای عالی کارشناسان رسمی دادگستری، در چارچوب اختیارات قانونی خود، بررسی و طراحی «نظام ملی مدیریت دانش و تجربه کارشناسی رسمی» را در دستور کار قرار دهد.
برای آنکه این تصمیم به یک عنوان کلی محدود نماند، میتوان اقدامات زیر را بهعنوان محورهای پیشنهادی آن تعریف کرد:
۱. تشکیل کارگروه تخصصی: مأموریت این کارگروه، بررسی وضع موجود، شناسایی ظرفیتهای پراکنده، تعیین نیازهای اولویتدار و تدوین الگوی پیشنهادی نظام ملی باشد.
۲. تدوین سند اجرایی: سند باید اهداف، خدمات، ساختار راهبری، مسئولیتها، استانداردهای ثبت و ارزیابی دانش، الزامات محرمانگی، منابع مالی و شاخصهای ارزیابی را مشخص کند.
۳. اجرای آزمایشی و ارزیابیپذیر: پیش از توسعه سراسری، طرح در چند کانون و رشته منتخب اجرا شود و نتایج آن بر اساس شاخصهای از پیش تعیینشده مورد ارزیابی قرار گیرد.
۴. ارائه گزارش و تصمیمگیری درباره توسعه: نتایج اجرای آزمایشی، هزینهها، موانع و پیشنهادهای اصلاحی در گزارشی مشخص ارائه شود تا درباره توسعه مرحلهای نظام بر پایه شواهد تصمیمگیری شود.
این مسیر، هم از شتابزدگی در اجرای یک طرح ملی جلوگیری میکند و هم مانع آن میشود که ایده در چرخه جلسات و مکاتبات بدون خروجی روشن باقی بماند.
چرا مشارکت کانونهای استانی ضروری است؟
هیچ ساختار متمرکزی بهتنهایی نمیتواند همه دانش موجود در رشتهها و مناطق مختلف را شناسایی کند. بخش مهمی از تجربه حرفهای در میان کارشناسان و در بستر مسائل واقعی هر رشته شکل میگیرد. از این رو، کانونهای استانی باید بتوانند در شناسایی تجربههای ارزشمند، معرفی کارشناسان صاحبتجربه، پیشنهاد موضوعات آموزشی و ارزیابی کاربردی بودن خدمات سامانه مشارکت کنند.
در عین حال، هدف باید فراتر از ایجاد چند بانک اطلاعاتی مستقل در استانها باشد. ارزش اصلی این طرح زمانی ایجاد میشود که تجربههای معتبر، با رعایت ضوابط لازم، قابلیت استفاده در سطح ملی پیدا کنند و دسترسی به دانش تخصصی به محل فعالیت یا ارتباطات شخصی کارشناسان وابسته نماند.
این نگاه نه به معنای نادیده گرفتن ظرفیتهای محلی است و نه مستلزم تمرکز همه فعالیتها در یک نقطه؛ بلکه بر ایجاد ارتباط میان ظرفیتهای موجود و فراهم کردن امکان بهرهمندی مشترک از آنها تأکید دارد.
کارشناسان چه نقشی دارند؟
موفقیت این طرح فقط به تصمیم شورای عالی وابسته نیست. اگر کارشناسان آن را متعلق به خود ندانند، در ثبت تجربهها مشارکت نکنند یا محتوای سامانه را قابل اعتماد نیابند، حتی بهترین زیرساخت فنی نیز کارآمد نخواهد بود.
کارشناسان میتوانند با معرفی نیازهای واقعی رشته خود، پیشنهاد تجربههای قابل انتقال، مشارکت در تدوین مطالعات موردی و اعلام نظر درباره خدمات موردنیاز، به شکلگیری یک طرح عملی و متناسب با واقعیت حرفه کمک کنند.
در این مسیر، باید میان مطالبه برای ایجاد نظام مدیریت دانش و پذیرش بیقیدوشرط هر طرح اجرایی تفاوت قائل شد. مطالبه اصلی، آغاز یک فرآیند کارشناسیشده، شفاف و قابل ارزیابی است؛ فرآیندی که در آن اهداف، مسئولیتها، هزینهها و نتایج مورد انتظار روشن باشند و امکان اصلاح مسیر بر اساس تجربه فراهم شود.
سرمایهای که باید برای آینده حفظ شود
حرفه کارشناسی رسمی برای ارتقای کیفیت خود، به دانش تخصصی، تجربه عملی، آموزش مستمر و اعتماد عمومی نیاز دارد. حفظ و انتقال تجربهها میتواند در کنار سایر اقدامات حرفهای، به تقویت این ظرفیتها کمک کند؛ البته مشروط به آنکه محتوای ثبتشده معتبر باشد، محرمانگی رعایت شود و استفاده از دانش مشترک جایگزین قضاوت مستقل کارشناس نشود.
نظام ملی مدیریت دانش قرار نیست همه مسائل حرفه کارشناسی را حل کند. اما میتواند زیرساختی برای یادگیری سازمانیافته، انتقال تجربه میان نسلها، دسترسی بهتر به منابع و بهرهگیری گستردهتر از ظرفیت کارشناسان فراهم آورد.
اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا فناوری لازم برای چنین کاری وجود دارد یا نه. پرسش این است که آیا میخواهیم برای حفظ و توسعه دانش تولیدشده در این حرفه، سازوکاری پایدار طراحی کنیم؟
مطالبه این مجموعه روشن است: آغاز فرآیند طراحی نظام ملی مدیریت دانش و تجربه کارشناسی رسمی، با مسئولیتپذیری مشخص، مشارکت کانونهای استانی، حفظ محرمانگی، اجرای مرحلهای و ارزیابی شفاف.
این مطالبه نه متعلق به یک استان است و نه محدود به یک رشته؛ موضوعی ملی است که میتواند با مشارکت کارشناسان سراسر کشور شکل بگیرد. زیرا تجربهای که امروز در اختیار یک کارشناس است، شاید فردا بتواند به حل مسئلهای دشوار برای کارشناس دیگری کمک کند. حفظ این سرمایه، تلاشی برای تقویت آینده حرفه کارشناسی رسمی است.






