سرمایهای که دیده نمیشود
- شناسه خبر: 4949
- تاریخ و زمان ارسال: 17 مهر 1405 ساعت 21:49
- بازدید : 63
- نویسنده: کارشناسان امروز ..

یادداشت تحلیلی به قلم پویا فکور ـ قسمت اول
هر پرونده، فراتر از یک نظریه
کارشناس رسمی دادگستری در جریان بررسی یک پرونده، صرفاً اطلاعات را جمعآوری و نظریه صادر نمیکند. او با مسئلهای مشخص مواجه میشود، اسناد و شواهد را بررسی میکند، روش مناسب را برمیگزیند و بر پایه دانش تخصصی و قضاوت حرفهای به نتیجه میرسد. در این مسیر، ممکن است تجربههایی شکل بگیرد که برای رسیدگی به پروندههای مشابه نیز ارزشمند باشند.
برای مثال، مواجهه با یک خطای فنی پرتکرار، یافتن روش مناسب برای ارزیابی یک دارایی پیچیده یا شناسایی نکتهای تعیینکننده در بررسی اسناد، میتواند دانشی ایجاد کند که استفاده از آن در آینده به سایر کارشناسان کمک کند.
اما این تجربهها لزوماً در قالبی ثبت نمیشوند که دیگران بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. ممکن است حاصل سالها فعالیت یک کارشناس، عمدتاً در ذهن و تجربه شخصی او باقی بماند؛ تجربهای که با بازنشستگی، تغییر حوزه فعالیت یا خروج او از حرفه، بخشی از امکان انتقال خود را از دست میدهد.
مسئلهای فراتر از آموزش
این موضوع را نباید صرفاً به آموزش کارشناسان جوان محدود کرد. مسئله، چگونگی استفاده از تجربههای انباشته در کل جامعه کارشناسی است.
اگر تجربههای معتبر بهدرستی حفظ و منتقل شوند، امکان یادگیری از مسائل گذشته، شناسایی خطاهای قابل پیشگیری و بهبود روشهای کارشناسی فراهم میشود. در مقابل، اگر این تجربهها پراکنده و دسترسناپذیر باقی بمانند، فرصت بهرهبرداری از بخشی از دانش تولیدشده در همین حرفه محدود خواهد شد.
البته هر تجربهای الزاماً معتبر یا قابل تعمیم نیست. ثبت و استفاده از تجربههای کارشناسی باید با بررسی تخصصی، رعایت محرمانگی پروندهها و حفظ حقوق اشخاص همراه باشد. بنابراین، موضوع صرفاً جمعآوری اطلاعات نیست؛ مسئله، شناسایی و حفظ دانشی است که قابلیت استفاده مسئولانه و حرفهای دارد.
پرسشی که باید جدی گرفته شود
این مسئله مختص یک استان یا کانون نیست. کارشناسان رسمی در رشتههای مختلف و در سراسر کشور، طی سالها فعالیت، تجربههای ارزشمندی به دست میآورند. پرسش این است که چه میزان از این تجربهها به شکلی باقی میماند که دیگران نیز بتوانند از آن استفاده کنند؟
پاسخ به این پرسش میتواند نقطه شروع بحثی مهم درباره آینده حرفه کارشناسی باشد؛ بحثی درباره اینکه چگونه میتوان دانش حاصل از فعالیت روزمره کارشناسان را از سطح تجربههای فردی فراتر برد و امکان بهرهبرداری از آن را برای کل جامعه کارشناسی فراهم کرد.
در قسمت بعدی، به ماهیت این دانش خواهیم پرداخت؛ دانشی که بخش مهمی از آن نه در کتابها و دستورالعملها، بلکه در مهارتها، قضاوتها و تجربههای عملی کارشناسان شکل میگیرد و انتقال آن، بهسادگی انتقال یک متن یا مقرره نیست.
شاید نخستین گام برای حفظ سرمایه دانشی حرفه کارشناسی، پذیرفتن این واقعیت باشد که تجربههای ارزشمند، صرفاً دارایی فردی کارشناسان نیستند؛ بخشی از ظرفیت توسعه و ارتقای کل این حرفهاند.






