طبس دوباره تکرار شد؛ شکست یک عملیات و گزارش یک واقعیت راهبردی
- شناسه خبر: 4225
- تاریخ و زمان ارسال: 16 فروردین 1405 ساعت 18:53
- بازدید : 34
- نویسنده: محمدقاسم تولائی فرد

آنچه در روزهای اخیر در آسمان و خاک ایران رخ داد، برای بسیاری از تحلیلگران یادآور یک حادثه تاریخی بود؛ حادثهای که سالها پیش در کویر طبس، معادلات قدرت را بهگونهای دیگر تعریف کرد. امروز نیز نشانههایی از همان واقعیت دوباره آشکار شده است: هرگاه ارادهای برای تعرض به ایران شکل گرفته، با مانعی فراتر از محاسبات نظامی و تکنولوژیک مواجه شده است.
در جریان تلاش برای نجات خلبان جنگنده ساقطشده آمریکایی و ورود پرندههای متجاوز به مرکز کشور، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در یک عملیات مشترک ـ شامل نیروی هوافضا، نیروی زمینی، ارتش، یگانهای مردمی، بسیج و فراجا ـ موفق شدند پرندههای دشمن را رهگیری و منهدم کنند. این عملیات، بار دیگر نشان داد که حریم سرزمینی ایران، منطقهای امن برای متجاوزان نخواهد بود.
به گفته سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)، عملیات جستوجوی خلبان آمریکایی در برخی استانها با شکست مواجه شد و چندین پهپاد و بالگرد متجاوز منهدم گردید. در همین چارچوب، گزارشهایی از انهدام پهپادهای MQ-9 و هرمس ۹۰۰ و همچنین یک هواپیمای ترابری و چند بالگرد منتشر شد. صدای انفجارهای متعدد در جنوب اصفهان نیز نشاندهنده شدت درگیریها و مقابله پدافندی ایران با این تجاوز بود.
نکته قابل توجه آن است که این عملیات در شرایطی رخ داد که مقامات آمریکایی پیشتر مدعی شده بودند آسمان ایران تحت کنترل کامل آنها قرار دارد و توان پدافندی ایران تضعیف شده است. اما تحولات اخیر، تصویری متفاوت از واقعیت میدان ارائه داد و نشان داد که برتری تکنولوژیک ادعایی، در برابر اراده دفاعی یک ملت و آمادگی نیروهای مسلح آن، تضمینکننده موفقیت نخواهد بود.
این رخداد، از یک منظر صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه حامل یک پیام راهبردی است. اقتصاد، امنیت و استقلال در هم تنیدهاند و هرگونه تعرض به امنیت ملی، در واقع تلاش برای مختل کردن مسیر استقلال و پیشرفت کشورهاست. تجربههای تاریخی نشان داده است که قدرتهای بزرگ، در بسیاری از موارد با ابزارهای نظامی، مسیر توسعه کشورهای مستقل را هدف قرار دادهاند. اما آنچه در ایران مشاهده میشود، معادلهای متفاوت است: امنیت ملی، بهعنوان یک رکن بنیادین، مانع از تحقق چنین سناریوهایی شده است.
تحولات اخیر همچنین یک واقعیت مهم را برای افکار عمومی منطقه و جهان برجسته کرده است: تصویر شکستناپذیری ارتش آمریکا، بیش از آنکه یک واقعیت میدانی باشد، یک تصویر رسانهای و ذهنی بوده است. هنگامی که عملیاتهای نظامی با تجهیزات پیشرفته و هزینههای سنگین به نتیجه نمیرسد، این تصویر بهتدریج فرو میریزد و جای خود را به درک جدیدی از توازن قدرت میدهد.
عقبنشینی ناوهای آمریکایی از برخی مناطق، انهدام پرندههای متجاوز و ناکامی در اجرای عملیات نجات، نشانههایی از همین تغییر در معادله قدرت است. این تحولات، نهتنها در داخل ایران، بلکه در سطح منطقه نیز مورد توجه قرار گرفته و بسیاری از کشورها را به بازنگری در ارزیابی خود از قدرت نظامی آمریکا و توان دفاعی ایران واداشته است.
از سوی دیگر، این رخداد یک پیام عمیقتر نیز دارد: اتکای یک ملت به اراده ملی، انسجام اجتماعی و باورهای خود، میتواند پیچیدهترین طرحهای نظامی را ناکام بگذارد. تجربه طبس در گذشته و رخدادهای اخیر، هر دو نشان میدهند که قدرت صرفاً در تجهیزات و فناوری خلاصه نمیشود؛ بلکه استغاثه ملت ایران و امدادهای غیبی نیز بخشی از معادله قدرت است.
در چنین شرایطی، پرسش مهمی در ذهن بسیاری از تحلیلگران جهانی شکل گرفته است: آیا تصویر ابرقدرتی آمریکا، همانگونه که سالها روایت شده، هنوز پابرجاست، یا جهان وارد مرحلهای جدید شده است؟
شاید پاسخ این پرسش را باید در همان واقعیتی جستوجو کرد که سالها پیش در طبس آشکار شد و امروز بار دیگر خود را نشان داده است:
در معادلاتی که اراده ملتها، امنیت ملی و باور به قدرت الهی نقش تعیینکننده دارند، هیچ قدرتی نمیتواند خود را شکستناپذیر بداند.







